تبليغاتX
زیر ستارگان شرقی (؟؟؟)

 

I know I have the habit of making surprises. Most

persons I know agree that I never run out of surprising

events in my life. Sometimes, I myself am surprised

about the consequence of my own contrivance. But I

hope that you would not count it against me if I keep

making surprises. I love to see the joy on the faces of

people as a result of little surprises I've made. Gifts,

special announcements and sometimes naughty jokes

are among my tools in this game of surprising people.

But I would like to try out something different on you

this time, although I am not sure if it would make you

happy. I want you to know that you have been my

biggest surprise in life. You have surprised me in 

countless ways, although you may not be knowing it.

Your smiles and kindly look always give me a heart

attack. I am surprised by your sight because I am in love!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 1:14  توسط behnaz  | 

در ابتدا چیزی نیست

به جز یک رویای درخشان

آنقدر درخشان که ترست پنهان می شود

در اعماق مغزت

 در تنهایی گریستم

با اشک هایی بی صدا و پر از غرور

در جهانی ساخته از پولاد و سنگ

نوای موسیقی به گوش می آید

چشم هایم را میبندم و آهنگ موزون آنرا حس میکنم

میچرخم و زنجیرها را از قلبم باز میکنم

چه احساسی

بودن باور کردن است

میتوانم صاحب همه چیز باشم و اکنون برای زندگیم می رقصم

شور جوانی ات را بکار بگیر

و بگذار تا علائقت اتفاق بیفتند.

تصاویر جان می گیرند و تو می توانی در طول زندگیت برقصی

اکنون نوای موسیقی را می شنوم

چشم هایم را می بندم و در ترنم آن غرق میشوم

و در یک چشم به هم زدن زنجیرها را از قلبم باز میکنم

بودن،باور کردن است
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 16:1  توسط behnaz  | 

تاب خوردن روی یک ستاره

دوست داری روی یک ستاره تاب بخوری

نور رو توی شیشه بریزی و به خونه ببری

یا می خوای که چند لحظه ای خودت نباشی

و مثلا یک قاطر بشی

قاطر یک حیوون گوش درازه

که با هر صدا جفتک می اندازه

کمرش قوی اما مغزش ضعیفه

یه احمق ساده س که دوس داره لجبازی کنه

و به هر حال اگه از مدرسه رفتن متنفری

بهتره که یه قاطر باشی

یا شاید دوس داری روی یک ستاره تاب بخوری

نور رو توی شیشه بریزی و به خونه ببری

و بخوای چند لحظه ای خودت نباشی

و مثلا یک خوک باشی

خوک یه حیوونه با صورت کثیف

و پاهای گند و خفت آوری داره

بی ادب غذا می خوره

چاق و تنبل و بی تربیته

اما اگه تفاوت جواهر و آشغالو نمی فهمی

بهتره که یه خوک باشی

یا شاید دوست داری روی یک ستاره تاب بخوری

نور رو توی شیشه بریزی و به خونه ببری

و بخوای چند لحظه ای خودت نباشی

و مثلا یه ماهی باشی

ماهی کاری بلد نیست جز شنا کردن تو تنگش

حتی بلد نیست اسمشو بنویسه یا کتاب بخونه

تنها فکرش مسخره کردن مردمه

و چون خواب آلوده،راحت به دام می افته

اما اگر می خوای اینطوری زندگی کنی

خوبه که ماهی بشی

یه نوع ماهی جدید جهش یافته خواب آلود 

و همه میمون ها هم تو یه باغ وحش نیستن

هر روز چندتاشون رو تو خیابون می بینی

پس می بینی همه چیز بستگی به تو داره

می تونی از اینی که هستی بهتر باشی

می تونی روی یک ستاره تاب بخوری

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 18:11  توسط behnaz  | 

 انتظار نداشتم چون محكوم به حبس ابد بودم ،

 تو هم فكر فرار را از سرت بيرون كني

 انتظار نداشتم شريك غم هام بشي و شاديهاي كوچكت رو به من تعارف كني...

 انتظار نداشتم وقتي از پشت ميله ها، آزادي رو نگاه مي كني، 

 من رو هم تو روياهات ببيني

 انتظار نداشتم وقتي يواشكي كليدها رو از جيب نگهبان برداشتي، منو مَحرم بدوني...

 انتظار نداشتم وقتي تو اعماق شب از سلول خارج شدي، 

 كليدها رو با خودت نبري

 انتظار داشتم به حرمت:

 تمام خاطراتمون

 تمام يادگاريهاي روي ديوار......

 تمام خط هاي شمارش روزهاي شب زده مون روي ديوار

 تمام دوستت دارم هاي روي ديوار.....

 تمام قلب هاي تير خورده روي ديوار

 آروم صدام مي كردي و مي گفتي :

  خداحافظ

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 1:11  توسط behnaz  | 

 آن گاه که ...

ضربه های تیشه را بر ارزوهایت حس می کنی به خاطر بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است!!!!!!

 *دنیا دو روز است:یک  روز با تو و یک روز بر علیه تو

روزی که با توست مغرور نباش و روزی که بر علیه توست صبور باش.((هر دو پایان پذیرند))

*عشق اقیانوسی است که دو ساحل را به یکدیگر پیوند می دهد.

زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر خواهد بود

عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزو کنی

عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند

عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید

عشق یعنی ترس از دست دادن تو....  

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 1:21  توسط behnaz  | 

ای آشنا!!.....

اوایل تو را باور نکردم اما بعدها تو را حس کردم.کم کم باورم شد..

که تو همان غریبه آشنایی هستی که از آغاز هستی و دوستی تاکنون حتی یک لحظه هم از یادت غافل نبودم,پس تو را دوستت دارم.

با تو ای غریبه آشنا می توان تا اوج آرزوها پرید و همراه بر چلچله ها از کویر غم کوچ کرد.

دلم زدوری تو هراسان است ای دوست وگرنه از تو دل بریدن آسان است.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 20:30  توسط behnaz  | 

چند جمله از بزرگان:

این نظر شخصی من است:شاد بودن مهمترین کاریست که یک انسان می تواند انجام دهد!!!        (تیرین نیسه)

آنکه به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است بیش از همه درخور ستایش است.(بزرگمهر)

هیچگاه برای آغاز دیر نیست .همین بس که به خود بگوییم این بار کار ناتمام را پایان می دهم.(ارد بزرگ)

جوان بودن مانند رها بودن در باد است که سریع نیز می گذرد!(نیسه اوله افته برو)

ارزش هر کس به قدر خرد اوست.(بزرگمهر)

دنیا خوابی است که اگر آنرا باور کنی پشیمان می شوی.(امام علی)

انسان فرزند کار و زحمت خویش است.(داروین)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 17:5  توسط behnaz  | 

 چند روز پیش داشتم تست میزدم  که یه دفعه چشمم به صفحه های اول کتاب افتاد،یه مطلب روی صفحه دوم نوشته بود که خیلی واسم جالب و تاثیرگذار بود ,تصمیم گرفتم توی وبم بنویسم شاید واسه شما هم همینطور باشه.

نگو وقت نداری.تو دقیقا همان تعداد ساعت                                                                                در روز را در اختیار داری که پاستور,میکل آنژ,                                                                                 لیُوناردو داوینچی,توماس جفرسون و آلبرت اینشتین                                                                     در اختیار داشتند.                                                  

<<جکسون براون>>

 حالا اونایی که پشت کنکورین مثل من یا اونایی که مدرسه میرن بازم مثل من بلند شن برن درساشونو بخونن.آفرین بچه های خوب...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 15:23  توسط behnaz  | 

Tavalodet mobarak khosh oumadi setare  Agarche az rahe d0or hich fayede nadare

Tavalode h0oman fardast vali man majburam emruz tavalodesho tabrick begam chon man farad ta ghorub kelas daram bad az oun ham darsaye panjshanbe man kheili ziade  goftam emruz behtarin moghast
tavalode padeshahe avazo be hame d0ostdaranesh tabrik migam

Happy birthday my angelinaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

 

Wishing you luck

in all that you do

Not just today

But all year through

 

Some loves one

some loves two

I love one that is you

I love you from the bottom of my heart

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 18:21  توسط behnaz  | 

گاه انسان باید در سختی باشد تا به دیگری دست یابد,گاه انسان باید با بخت بد روبه رو شود تا هدفش را بهتر بشناسد,گاه به طوفان نیاز است تا قدر آرامش را بداند و گاه باید به او آسیب رسد تا با احساس تر شود.باید در شک و تردید قرار گرفت تا به دیگری اطمینان کرد,باید در گوشه ای تنها ماند تا واقعیت وجود خود را بشناسد,باید از شیفتگی رها شد تا به آگاهی برسد.گاه باید کاملا بی احساس شد تا بتواند همه چیز را حتی عشق را حس کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 15:47  توسط behnaz  |